![]() |
![]() |
|
| دل نوشته های یه سرباز تنها.... |
|
گاهی که دلم از این و آن و زمین و زمان می گیرد ٬ نگاهم را به عکس زیبای تو می دوزم ٬ و آنقدر با تو درد و دل می کنم ٬ تا کم کم چشمهایم با ابرهای بهار مسابقه می گذارند و پس از آن است که قلبم سبک می شود . تو می آیی و تمام فضای دلم را پر می کنی آن وقت دیگر آرام می شوم و احساس می کنم هیچ چیز نمی تواند مرا از پای در آورد چون تو را در قلبم دارم دوستت دارم عشق آسمانی من....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1 تیر1387ساعت توسط آریانا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
می خواستم تو خونه قبلی دوباره شروع کنم به نوشتن ولی نتونستم . راستشو بخواید هر کدوم از مطالب اون وبلاگ هر کدوم از کامنت های دوستان خوبم توی اون وبلاگ برام کلی خاطره بود .
خلاصه اینکه از این به بعد اینجا می نویسم امیدوارم مثل سابق کنارم باشید و تو این خونه جدید هم دوستان خوبی پیدا کنم. |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
| پیوندها |
|
مرضيه ، تنها دلخوشيم تو زندگي بهونه قشنگ زندگيم |
|
RSS
|