![]() |
![]() |
|
| دل نوشته های یه سرباز تنها.... |
|
با چشمهایی تار می بافم برایت با عشق با ایثار می بافم برایت تا تن کنی زیبا شوی هی می تنم تار مجنون و لیلی وار می بافم برایت تا باز زیباتر شوی با من برقصی پیراهن گلدار می بافم برایت می رقصی و می پیچد این احساس در من با یک تن بیمار می بافم برایت آنقدر موزونی که حتی دامنت را ناچار با پرگار می بافم برایت حالا بخواب امشب که من تا صبح فردا این قصه را بیدار می بافم برایت با این همه پروانه جان پروا کن از من من عنکبوتم دار می بافم برایت
برگرفته از ویژه نامه ادب و هنر(ضمیمه روزنامه اطلاعات)
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 17 خرداد1387ساعت توسط آریانا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
می خواستم تو خونه قبلی دوباره شروع کنم به نوشتن ولی نتونستم . راستشو بخواید هر کدوم از مطالب اون وبلاگ هر کدوم از کامنت های دوستان خوبم توی اون وبلاگ برام کلی خاطره بود .
خلاصه اینکه از این به بعد اینجا می نویسم امیدوارم مثل سابق کنارم باشید و تو این خونه جدید هم دوستان خوبی پیدا کنم. |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 |
| پیوندها |
|
مرضيه ، تنها دلخوشيم تو زندگي بهونه قشنگ زندگيم |
|
RSS
|