تبليغاتX
سرباز تنها New Page 1
دل نوشته های یه سرباز تنها....

چون طفل که از خوردن داروست پریشان

با دوست پریشانم و بی دوست پریشان

ابرو به هم آورده و گیسو زده بر هم

چون ابر که بر گنبد مینوست پریشان

مجموعه ناچیز من آشفته او باد

آن کس که وجودم همه از اوست پریشان

دست و دل من بر سر این سلسله لرزید

در جنگل گیسوی تو آهوست پریشان

آرامش دریای مرا ریخته بر هم

این زن که پری خوست...پری روست...پریشان...

با حوصله تنگ و دل سنگ چه سازم؟

با دوست پریشانم و بی دوست پریشان...

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 خرداد1387ساعت   توسط آریانا | 

با چشمهایی تار می بافم برایت

با عشق با ایثار می بافم برایت

تا تن کنی زیبا شوی هی می تنم تار

مجنون و لیلی وار می بافم برایت

تا باز زیباتر شوی با من برقصی

پیراهن گلدار می بافم برایت

می رقصی و می پیچد این احساس در من

با یک تن بیمار می بافم برایت

آنقدر موزونی که حتی دامنت را

ناچار با پرگار می بافم برایت

حالا بخواب امشب که من تا صبح فردا

این قصه را بیدار می بافم برایت

با این همه پروانه جان پروا کن از من

من عنکبوتم دار می بافم برایت

 

برگرفته از ویژه نامه ادب و هنر(ضمیمه روزنامه اطلاعات)

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 خرداد1387ساعت   توسط آریانا | 
یه روز گفتی دلت پیشم اسیره             بگو این تن بمیره

به عکسم می شوی هر روز خیره        بگو این تن بمیره

نداری جز من دلخسته یاری                  دلت از بیقراری

بجوشد چون تغار سرکه شیره!             بگو این تن بمیره

یه روز گفتی شبی آیی به پیشم           بخوانی سوی پیشم

بگیری بنده را مانند گیره                        بگو این تن بمیره

شنیدم گفته بودی با دو صد آه               چنان گریم شبانگاه

که گردد خانه ام شبه جزیره                  بگو این تن بمیره

نوشتی نامه و گفتی به گوشم              که از لبهای نوشم

کنم تعیین برایت سهم و جیره                 بگو این تن بمیره

یه روز گفتی ندارم یار دیگر                      و ایضاً کار دیگر

که بین ما روابط گشته تیره       بگو این تن بمیره

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت   توسط آریانا | 


 

 

زمان حضرت سليمان دو تا گنجشک يه گوشه اي نشسته بودند. گنجشک نر به گنجشک ماده اظهار محبت مي کرد. مي گفت تو محبوبه مني. تو همسر مني. دوستت دارم. عاشقتم. چرا به من کم محبتي؟ چرا محلم نميذاري؟ فکر کردي من کم قدرت دارم تو اين عالم عيال؟ من اگه بخوام مي تونم با نوک منقارم تخت و تاج سليمان رو بردارم بندازم تو دريا. باد که مسخر سليمان بود پيام رو به گوش سليمان رسوند. حضرت تبسمي کرد وفرمود اون گنجشک ها رو بياريد پيش من. آوردند.سليمان به گنجشک نر گفت خوب ادعاتو اجرا کن بينم. گفت من چنين قدرتي ندارم. سليمان گفت پس الان به همسرت گفتي؟ گفت خوب
شوهر گاهي جلو همسرش کلاس مياد يه خالي اي مي بنده. عاشق که ملامت نميشه. من عاشقم. يه چي گفتم ولي يا نبي الله واقعا دوسش دارم. اين به ما محل نميذاره. حضرت به گنجشک ماده گفت اينکه به تو اظهار محبت ميکنه چرا محلش نميدي؟ گفت يا نبي الله چون دروغ ميگه هم منو دوست داره هم يه گنجشک ديگه رو. مگه تو يک دل چند تا محبت جا ميگيره؟ اين کلام در دل جناب سليمان چنان اثري گذاشت که تا چهل روز گريه مي کرد
و فقط يک دعا مي کرد. مي گفت:

الهي دل سليمان رو از محبت

 غير خودت خالي کن

 

+ نوشته شده در  شنبه 11 خرداد1387ساعت   توسط آریانا | 

اولين باري که عاشقت شدم يادته ؟ من يه کرم سيب

 بودم و تو يه کرم ابريشم . من به تو قول دادم ديگه

هيچوقت سيب نخورم و تو هم قول دادي دور خودت

پيله نزني . ولي نمي دونم چي شد که من طاقت

نياوردم و فقط يه خورده سيب خوردم . تو هم از

غصه دور خودت پيله بستي . ... حالا دومين باره که

عاشقت شدم ولي حالا من هنوز يه کرم سيبم و تو يه

پروانه خوشگل تو پر زدي و رفتي و من موندم و

سيبايي که جايي براي خورده شدنشون نمونده .

 از هر چي سیبه متنفرم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 خرداد1387ساعت   توسط آریانا | 

جو گیری،بد گیری است


آدمی را که جو بگیرد

 

دیگر کسی نمی تواند بگیردش.

همینطور می رود و می رود

تا مگر حضرت ملک الموت بگیردش.

با توجه به اینکه جو ، موجودی است نامرئی،

لذا هوای خودتان را داشته باشید که

جو جای هوایتان رانگیرد!!!

 

هر چند که با دست من آغاز شده

این عشق دوباره دردسر ساز شده

از هیچ رساندمش به اینجا حالا

مرغ خودمان برایمان غاز شده!!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 خرداد1387ساعت   توسط آریانا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
می خواستم تو خونه قبلی دوباره شروع کنم به نوشتن ولی نتونستم . راستشو بخواید هر کدوم از مطالب اون وبلاگ هر کدوم از کامنت های دوستان خوبم توی اون وبلاگ برام کلی خاطره بود .
خلاصه اینکه از این به بعد اینجا می نویسم
امیدوارم مثل سابق کنارم باشید و تو این خونه جدید هم دوستان خوبی پیدا کنم.

نوشته های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
پیوندها
مرضيه ، تنها دلخوشيم تو زندگي
بهونه قشنگ زندگيم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 
New Page 1